الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

84

الغدير ( فارسي )

چنين سرود : خدا ! پدر و مادرم را لعنت كند و آنها را به عذاب دوزخ در اندازد . حكم بامدادى اينها اين است كه چون نماز صبح گزارند ، جانشين پيغمبر باب علوم او را دشنام دهند . اينها بهترين انسان روى زمين و محرم طوافگر ركن حطيم را ناسزا مىگويند . اين دو از آن زمان كافر شدند كه خاندان پاك و معصوم پيغمبر خدا و جانشين او را ، كه زمين ، به بركت وجود او برجاست و اگر وى نبود زمين چون استخوان پوسيده اى از هم مىپاشيد و خانوادهء وى را كه اهل علم و فهم و راهنمايان راه راست ، و نمايندگان عادل و دادگستر خدا ، در روزگار ستمگرانند ، ناسزا گفتند . درود هميشگى خداوند همراه با سپاس و سلام او بر آن خاندان باد . و ابن شاكر در صفحهء 19 جلد 1 « الفوات » اين روايت را آورده است . بزرگوارى سيد و كسانى كه در گزارش زندگى او كتاب نوشته‌اند شيعه همواره ، سخت كوشان در مهر امامان اهل بيت را محترم مىشناخته و پايگاه آنان را و الا مىداند . و به همان اندازه كه خداى سبحان و پيغمبرش ، اين گونه افراد را بزرگ شمرده‌اند ، بزرگ مىشمرد . به اين ويژگى بيفزاى ، آنچه را كه شيعه در خصوص سيد ديده و شنيده است ، كه پيشوايان راستين ( ع ) چگونه وى را گرامى شمرده و منزلت بخشيده و به خويشتن نزديك دانسته‌اند و از كوشش قابل ستايشى كه او در بزرگداشت يا در جانبدارى از اين خاندان ، نشان داده است وسعيى كه در نشر فضائل و تظاهر به دوستى آنان كرده است و سخن پردازيهاى بسيارى كه در مدح آنان نموده است ، تقدير فرموده‌اند . با آنكه سيد ، صله هائى را كه در برابر اين زرفينهاى زرين به وى داده‌اند رد كرده است ، زيرا آنچه از اين امور از او به ظهور مىپيوست ، جز براى خدا و اداء اجر رسالت و پيوند با پيغمبر ( ص ) نبوده و در تمام اين موارد ، با پدر و مادر ناصبى خارجى خويش نيز ، به ستيز برخاسته است .